در تنظیم قراردادهای تجاری، شرط داوری معمولاً یکی از بندهایی است که با چند جمله کوتاه به متن قرارداد افزوده میشود؛ گویی صرف توافق طرفین بر ارجاع اختلافات به داوری برای ایجاد یک سازوکار مؤثر حلوفصل اختلاف کافی است. بااینحال، تجربه حقوقی نشان میدهد که بسیاری از مشکلات داوری نه از زمان بروز اختلاف، بلکه از همان زمان تنظیم شرط داوری آغاز میشوند.
ابهام در تعیین قلمرو اختلافات قابل ارجاع، مشخصنکردن روش انتخاب داور، سکوت درباره مقر و زبان داوری، تعیین مهلتهای غیرواقعبینانه و بیتوجهی به الزامات قانونی مربوط به قابلیت ارجاع اختلاف به داوری، ممکن است فرایندی را که قرار بوده جایگزینی کارآمد برای دادرسی قضایی باشد، با اختلافات مقدماتی، هزینههای مضاعف و تأخیر مواجه کند.
به نظر میرسد شرط داوری را باید فراتر از یک بند قراردادی و بهمثابه سازوکار مستقلی برای مدیریت ریسک حقوقی قرارداد تحلیل کرد. چنین شرطی باید نهتنها توافق فعلی طرفین، بلکه وضعیت احتمالی آینده، تعارض منافع، امتناع یکی از طرفین از همکاری و دشواریهای اجرایی پس از صدور رأی را نیز پیشبینی کند.
این مقاله با تمرکز بر حقوق ایران، اجزای اصلی شرط داوری در قراردادهای تجاری را بررسی میکند و نشان میدهد که چگونه میتوان از طریق طراحی دقیق موافقتنامه داوری، احتمال بروز اختلافات مربوط به خود داوری را کاهش داد.
۱. مبنای حقوقی شرط داوری در حقوق ایران
در حقوق ایران، داوری قراردادی بر اراده طرفین و توافق معتبر آنان استوار است. مطابق ماده ۴۵۴ قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی، اشخاصی که اهلیت اقامه دعوا دارند میتوانند با تراضی یکدیگر، اختلافات خود را به داوری یک یا چند نفر ارجاع دهند. ماده ۴۵۵ همان قانون نیز امکان توافق بر داوری را ضمن قرارداد اصلی یا بهموجب قرارداد جداگانه پیشبینی کرده است.
بنابراین، شرط داوری میتواند از ابتدا در قرارداد اصلی درج شود یا پس از انعقاد قرارداد، در قالب موافقتنامهای مستقل به توافق طرفین برسد.
در داوری تجاری بینالمللی، قانون داوری تجاری بینالمللی مصوب ۱۳۷۶ نیز چارچوب ویژهای را مقرر کرده است. ماده ۷ این قانون به شکل موافقتنامه داوری و نحوه احراز توافق طرفین میپردازد و ماده ۱۶، ضمن پذیرش اختیار داور برای تصمیمگیری درباره صلاحیت خود، اصل استقلال شرط داوری از قرارداد اصلی را به رسمیت میشناسد.
ازاینرو، در تنظیم شرط داوری باید در وهله نخست مشخص شود که اختلاف احتمالی تحت شمول مقررات داوری داخلی قرار میگیرد یا داوری تجاری بینالمللی؛ این تشخیص صرفاً یک موضوع نظری نیست؛ زیرا قواعد مربوط به تشکیل مرجع داوری، مداخله دادگاه، رسیدگی، اعتراض به رأی و اجرای آن ممکن است متفاوت باشد.
نکته اساسی: صرف درج عبارت «کلیه اختلافات از طریق داوری حلوفصل خواهد شد» نه تمام الزامات قانونی را پوشش میدهد و نه بهتنهایی تضمین میکند که داوری در عمل بدون مانع آغاز و خاتمه یابد.
۲. قلمرو شرط داوری؛ کدام اختلافات به داوری ارجاع میشوند؟
یکی از مهمترین اجزای شرط داوری، تعیین دقیق قلمرو آن است. پرسش اصلی این است که آیا توافق طرفین فقط اختلافات ناشی از اجرای قرارداد را شامل میشود یا اختلافات مربوط به تفسیر، اعتبار، فسخ، انفساخ، خاتمه و آثار پس از پایان قرارداد را نیز در بر میگیرد.
برای مثال، اگر در قرارداد تأمین کالا صرفاً از «اختلافات ناشی از اجرای قرارداد» نام برده شود، ممکن است درباره شمول اختلاف مربوط به اعتبار قرارداد، آثار خاتمه آن یا مسئولیت ناشی از نقض تعهدات محرمانگی اختلاف ایجاد شود.
در قراردادهای پیچیده تجاری، بهتر است قلمرو شرط با توجه به ماهیت رابطه حقوقی تنظیم شود. عباراتی نظیر «اختلافات ناشی از یا مرتبط با این قرارداد، از جمله انعقاد، اعتبار، تفسیر، اجرا، نقض، فسخ، انفساخ، خاتمه و آثار آن» میتوانند پوشش روشنتری ایجاد کنند؛ البته مشروط بر آنکه موضوع موردنظر قانوناً قابل ارجاع به داوری باشد.
گسترش قلمرو شرط نباید به معنای نادیدهگرفتن محدودیتهای قانونی باشد. برخی موضوعات، به حکم قانون یا به دلیل ماهیت خود، ممکن است از قلمرو داوری خارج باشند یا ارجاع آنها تابع تشریفات و مجوزهای خاص باشد.
همچنین، در قراردادهای گروهی، باید روشن شود که شرط داوری تا چه اندازه اشخاص و روابط حقوقی مختلف را پوشش میدهد. درج شرط در قرارداد یک شرکت، لزوماً به معنای التزام شرکت مادر، شرکتهای وابسته، مدیران، سهامداران یا اشخاص ثالث به داوری نیست. تسری توافق داوری به هر شخص مستلزم بررسی مبنای حقوقی الزامآور بودن آن توافق نسبت به همان شخص است.
۳. استقلال شرط داوری از قرارداد اصلی
یکی از اصول مهم در داوری تجاری بینالمللی، اصل استقلال شرط داوری است. مطابق ماده ۱۶ قانون داوری تجاری بینالمللی، شرط داوری که بخشی از قرارداد اصلی است، از نظر اجرای آن قانون موافقتنامهای مستقل تلقی میشود. در نتیجه، صرف ادعای بطلان، فسخ یا خاتمه قرارداد اصلی، بهخودیخود موجب بیاعتباری شرط داوری نخواهد بود.
فلسفه این اصل روشن است: اگر اعتبار شرط داوری در همه موارد به اعتبار قرارداد اصلی وابسته باشد، طرفی که قرارداد را نامعتبر میداند میتواند با همین ادعا، امکان رسیدگی داوری به اختلاف را نیز از بین ببرد.
بااینحال، استقلال شرط داوری به معنای مصونیت مطلق آن از ایرادات حقوقی نیست. وجود، اعتبار و قابلیت اجرای خود موافقتنامه داوری همچنان باید بر اساس قواعد حاکم بررسی شود. برای نمونه، اگر اصل توافق داوری بهطور معتبر شکل نگرفته باشد، نمیتوان صرف درج عبارتی تحت عنوان شرط داوری را برای اثبات وجود یک موافقتنامه معتبر کافی دانست.
بنابراین، در تنظیم قرارداد باید میان دو موضوع تفکیک کرد: نخست، اعتبار قرارداد اصلی و دوم، وجود و اعتبار توافق بر داوری. این دو موضوع به یکدیگر مرتبطاند، اما الزاماً نتیجه حقوقی یکسانی ندارند.
۴. تعیین داور یا سازوکار انتخاب او
در بسیاری از قراردادها، طرفین توافق میکنند که اختلافات از طریق داوری حلوفصل شود، اما درباره نحوه انتخاب داور سکوت میکنند. این سکوت ممکن است تا زمان بروز اختلاف مسئلهای جدی به نظر نرسد؛ ولی هنگامی که روابط تجاری تیره میشود، انتخاب داور میتواند به نخستین موضوع اختلاف تبدیل شود.
در حقوق داخلی، مواد ۴۵۸ تا ۴۶۳ قانون آیین دادرسی مدنی، از جمله مقررات مربوط به تعیین داور و وضعیت عدم توافق طرفین را در بر میگیرند. در داوری تجاری بینالمللی نیز مواد ۱۱ تا ۱۵ قانون داوری تجاری بینالمللی به موضوعاتی از جمله تعیین داوران، جرح، خاتمه مأموریت و جایگزینی داور میپردازند.
شرط داوری باید تا حد امکان تکلیف موضوعات زیر را مشخص کند:
-
داوری توسط یک نفر انجام میشود یا هیئتی سهنفره؟
-
داور منفرد چگونه انتخاب میشود؟
-
در داوری سهنفره، هر طرف چگونه داور خود را تعیین میکند و داور سوم چگونه انتخاب خواهد شد؟
-
در صورت امتناع، فوت، استعفا یا عدم امکان انجام وظیفه داور، چه سازوکاری برای جایگزینی او وجود دارد؟
-
آیا انتخاب داور به یک مؤسسه داوری یا مرجع انتصابکننده واگذار میشود؟
انتخاب تعداد داوران باید با ارزش و پیچیدگی اختلاف متناسب باشد. داور منفرد معمولاً میتواند هزینه و زمان را کاهش دهد؛ درحالیکه هیئت سهنفره ممکن است برای اختلافات بزرگ و پیچیده، از منظر تنوع تخصص و بررسی جمعی، مناسبتر باشد. البته تعدد داوران خود هزینههای بیشتری ایجاد میکند و الزاماً به معنای کیفیت بالاتر رأی نیست.
در نهایت، وجود سازوکار جایگزین برای انتخاب داور، بهاندازه توافق اولیه بر اصل داوری اهمیت دارد. شرطی که آغاز داوری را به توافق مجدد طرفین درباره شخص داور وابسته کند، در زمان اختلاف ممکن است کارکرد خود را از دست بدهد.
۵. داوری سازمانی یا داوری موردی؟
یکی از تصمیمات مهم در طراحی شرط داوری، انتخاب میان داوری سازمانی و داوری موردی است.
در داوری سازمانی، رسیدگی بر اساس قواعد یک مؤسسه داوری انجام میشود و مؤسسه، در حدود مقررات خود، خدماتی مانند اداره پرونده، ابلاغها، دریافت لوایح، تعیین یا انتصاب داور و مدیریت برخی مراحل رسیدگی را ارائه میکند.
در مقابل، در داوری موردی، اداره فرایند بر عهده طرفین و داور یا داوران است و سازوکار رسیدگی باید بر اساس توافق طرفین و مقررات قابل اعمال شکل بگیرد. داوری موردی ممکن است انعطافپذیری بیشتری داشته باشد، اما اگر شرط داوری از ابتدا دقیق تنظیم نشده باشد، احتمال بروز اختلاف درباره تشریفات و مدیریت پرونده افزایش مییابد.
هیچیک از این دو شیوه در همه قراردادها بر دیگری برتری مطلق ندارد. انتخاب مناسب به ارزش معامله، پیچیدگی اختلافات احتمالی، هزینهها، نیاز به محرمانگی، تخصص موردنیاز و امکان دسترسی به خدمات مؤسسه داوری بستگی دارد.
در صورت انتخاب داوری سازمانی، باید نام مؤسسه و قواعد موردنظر بهصورت دقیق مشخص شود. ارجاع مبهم به «داوری مرکز معتبر» یا «داوری طبق مقررات بینالمللی» ممکن است درباره مرجع موردنظر یا نسخه قواعد حاکم اختلاف ایجاد کند.
در داوری موردی نیز لازم است روش انتخاب داور، تشریفات آغاز رسیدگی، مهلتها، نحوه ابلاغ و سایر موضوعات ضروری به اندازه کافی روشن باشند.
۶. مقر داوری، محل برگزاری جلسات و قانون حاکم
یکی از اشتباهات رایج در تنظیم شرط داوری، استفاده از مفاهیم متفاوت بدون توجه به آثار حقوقی آنهاست. «مقر داوری»، «محل برگزاری جلسات» و «قانون حاکم بر قرارداد» مفاهیمی جداگانهاند.
مقر داوری، در داوریهای مشمول قانون داوری تجاری بینالمللی، مفهومی حقوقی است که در تعیین چارچوب نظارت قضایی بر داوری و برخی مسائل شکلی اهمیت دارد. محل برگزاری جلسات، در مقابل، میتواند محلی متفاوت از مقر باشد و لزوماً بهتنهایی تعیینکننده چارچوب حقوقی داوری نیست.
قانون حاکم بر قرارداد نیز قانونی است که حقوق و تعهدات قراردادی طرفین را تنظیم میکند. این قانون لزوماً با قانون حاکم بر موافقتنامه داوری یکسان نیست.
برای مثال، طرفین یک قرارداد بینالمللی ممکن است قانون ایران را بر قرارداد حاکم بدانند، اما مقر داوری را در کشور دیگری انتخاب کنند. در این وضعیت، باید آثار انتخاب مقر، قانون حاکم بر قرارداد و قواعد مرتبط با موافقتنامه داوری بهصورت جداگانه بررسی شود.
در قراردادهای داخلی نیز اگرچه انتخاب محل داوری ممکن است در عمل سادهتر به نظر برسد، تعیین محل و چارچوب رسیدگی همچنان میتواند بر تشریفات، هزینهها و امکان پیگیری قضایی آثار داشته باشد.
ازاینرو، شرط داوری نباید صرفاً به تعیین یک شهر یا کشور اکتفا کند، بلکه باید روشن سازد که طرفین کدام مفهوم را انتخاب کردهاند و انتخاب مزبور چه نقشی در ساختار داوری دارد.
۷. زبان داوری، مهلت رسیدگی و تشریفات ابلاغ
در قراردادهای تجاری، بهویژه قراردادهایی که طرفین آن در کشورهای مختلف مستقر هستند، زبان رسیدگی اهمیت عملی فراوانی دارد. سکوت درباره زبان داوری میتواند اختلافاتی درباره زبان لوایح، اسناد، شهادت شهود و ترجمه مدارک ایجاد کند.
همچنین، باید میان مهلت آغاز داوری، مهلت معرفی داور، مهلت صدور رأی و مهلتهای مربوط به تبادل لوایح تفکیک قائل شد. تعیین یک مهلت کوتاه و غیرواقعبینانه برای کل رسیدگی، بدون پیشبینی امکان تمدید یا سازوکار اداره پرونده، ممکن است بهجای تسریع در حل اختلاف، زمینه اختلافات جدید را فراهم کند.
در قراردادهای تجاری الکترونیکی نیز تعیین شیوه ابلاغ اهمیت دارد. بهتر است نشانیهای رسمی، نشانی ایمیل قراردادی، نحوه اعلام تغییر اطلاعات تماس و زمان مؤثرشدن ابلاغ مشخص شود. البته اعتبار ابلاغ الکترونیکی و آثار آن باید با توجه به قانون و قواعد داوری حاکم بررسی شود.
هدف از این پیشبینیها، حذف انعطافپذیری نیست؛ بلکه جلوگیری از تبدیل موضوعات اجرایی و شکلی به مانع آغاز یا ادامه رسیدگی است.
۸. هزینههای داوری و تدابیر موقت
هزینه داوری یکی از عوامل تعیینکننده در انتخاب این روش حل اختلاف است. حقالزحمه داور، هزینههای مؤسسه داوری، کارشناسی، ترجمه، ابلاغ و هزینههای حقوقی طرفین ممکن است بخش قابلتوجهی از هزینه کلی حل اختلاف را تشکیل دهد.
در تنظیم شرط داوری باید، در صورت امکان، چارچوب تعیین و پرداخت هزینهها، نحوه تأمین هزینههای اولیه و مبنای تصمیمگیری درباره تخصیص هزینهها مشخص شود. توافق درباره این موضوعات میتواند از اختلافات فرعی در جریان رسیدگی بکاهد.
موضوع دیگر، تدابیر موقت و تأمینی است. در برخی اختلافات تجاری، حفظ وضعیت موجود، جلوگیری از انتقال دارایی، صیانت از اسناد یا پیشگیری از ورود خسارت فوری اهمیت اساسی دارد. اگر سازوکار داوری نتواند در زمان مناسب به این نیاز پاسخ دهد، ممکن است هدف عملی طرف ذینفع از بین برود.
در داوری تجاری بینالمللی، مقررات مربوط به تدابیر موقت در ماده ۱۷ قانون داوری تجاری بینالمللی پیشبینی شده است. امکان مراجعه به دادگاه برای درخواست تدابیر موقت نیز باید با توجه به قانون حاکم، مقر داوری و شرایط پرونده بررسی شود.
بنابراین، بهتر است شرط داوری بهگونهای تنظیم شود که مراجعه قانونی به مرجع قضایی صالح برای اخذ تدابیر موقت، در موارد مجاز، با توافق بر داوری تعارض غیرضروری پیدا نکند.
۹. محرمانگی در داوری؛ فرضی که نباید بدون بررسی پذیرفته شود
یکی از دلایل انتخاب داوری در روابط تجاری، تمایل طرفین به حفظ محرمانگی اطلاعات مالی، تجاری، فنی و سازمانی است. بااینحال، نباید محرمانگی را در همه نظامهای حقوقی و تمام انواع داوری، تعهدی مطلق و خودکار فرض کرد.
دامنه محرمانگی ممکن است به قانون حاکم، قواعد مؤسسه داوری، توافق طرفین و ماهیت اطلاعات مورد اختلاف بستگی داشته باشد. همچنین، در برخی موارد، افشای اطلاعات ممکن است به موجب قانون، دستور مرجع صالح یا برای اجرای رأی و پیگیری حقوق قانونی ضرورت پیدا کند.
در نتیجه، اگر محرمانگی برای طرفین اهمیت اساسی دارد، بهتر است شرط مستقلی درباره اطلاعات محرمانه، اشخاص مجاز به دسترسی، استفاده از اسناد، انتشار رأی و استثناهای قانونی تنظیم شود.
در قراردادهای فناوری، انتقال دانش فنی، مشارکتهای تجاری و قراردادهای دارای اسرار تجاری، این موضوع میتواند اهمیت ویژهای داشته باشد.
۱۰. قابلیت ارجاع اختلاف به داوری و محدودیتهای قانونی
یکی از مهمترین مراحل طراحی شرط داوری، بررسی قابلیت ارجاع موضوع اختلاف به داوری است. توافق طرفین، هرچند از ارکان اصلی داوری است، نمیتواند محدودیتهای آمره قانونی را از میان بردارد.
برای نمونه، ماده ۴۵۷ قانون آیین دادرسی مدنی، ارجاع دعاوی مربوط به اموال عمومی و دولتی به داوری را تابع شرایط و تشریفات خاصی کرده است. همچنین اصل ۱۳۹ قانون اساسی، درباره صلح دعاوی راجع به اموال عمومی و دولتی یا ارجاع آنها به داوری، الزامات مشخصی مقرر میکند. بررسی شمول این مقررات، اخذ مجوزهای لازم و آثار فقدان آنها باید متناسب با ماهیت معامله و وضعیت اشخاص دخیل انجام شود.
در قراردادهای دارای عنصر خارجی نیز باید مقررات ویژه مربوط به داوری تجاری بینالمللی و محدودیتهای مرتبط با تابعیت، موضوع اختلاف و قواعد آمره بررسی شود.
از منظر تنظیم قرارداد، ضروری است پیش از نهاییکردن شرط داوری، وضعیت حقوقی طرفین، اختیار امضاکنندگان، ماهیت موضوع قرارداد و الزامات قانونی خاص ارزیابی شود. در غیر این صورت، حتی یک شرط ظاهراً کامل ممکن است در مرحله اجرا با ایرادهای اساسی مواجه شود.
۱۱. از اعتبار شرط تا قابلیت اجرای رأی داوری
کارآمدی شرط داوری را نمیتوان صرفاً با امکان تشکیل مرجع داوری سنجید. هدف نهایی، دستیابی به رأیی است که در چارچوب قانون صادر شود و در صورت عدم اجرای اختیاری، امکان پیگیری قانونی اجرای آن وجود داشته باشد.
در داوری داخلی، ماده ۴۸۸ قانون آیین دادرسی مدنی، در شرایط مقرر، امکان درخواست صدور اجراییه نسبت به رأی داوری را پیشبینی کرده است. ماده ۴۸۹ نیز مواردی را برمیشمارد که رأی داوری باطل و غیرقابل اجراست؛ از جمله مخالفت با قوانین موجد حق، صدور رأی درباره موضوعی خارج از موضوع داوری و تجاوز از حدود اختیار داور.
در داوری تجاری بینالمللی، مقررات قانون داوری تجاری بینالمللی درباره ابطال و اجرای رأی، از جمله مواد ۳۳ تا ۳۵، باید با توجه به موضوع و شرایط پرونده بررسی شوند.
در نتیجه، تنظیم شرط داوری باید با توجه به حدود اختیار داور، قابلیت ارجاع موضوع، رعایت حقوق دفاعی طرفین و الزامات شکلی و ماهوی رسیدگی انجام شود. هرچند هیچ شرطی نمیتواند بهتنهایی اجرای قطعی رأی را تضمین کند، طراحی دقیق آن میتواند برخی از زمینههای قابل پیشگیری برای بروز ایرادات حقوقی را کاهش دهد.
۱۲. نمونه تحلیلی: تفاوت شرط داوری ساده با شرط داوری طراحیشده
فرض کنیم دو شرکت در قراردادی برای ارائه خدمات نرمافزاری توافق میکنند که اختلافات خود را از طریق داوری حلوفصل کنند.
نمونه نخست:
«کلیه اختلافات طرفین از طریق داوری حلوفصل خواهد شد و رأی داور برای طرفین لازمالاتباع است.»
این عبارت، اصل تمایل طرفین به داوری را بیان میکند، اما درباره بسیاری از موضوعات مهم سکوت دارد: داور چگونه انتخاب میشود؟ اگر طرفین توافق نکنند چه خواهد شد؟ قلمرو اختلافات دقیقاً چیست؟ مهلت رسیدگی چقدر است؟ مقر و زبان داوری کداماند؟ هزینهها چگونه مدیریت میشوند؟
این سکوتها لزوماً به معنای بیاعتباری شرط نیستند؛ زیرا در مواردی، قانون میتواند خلأهای موجود را پوشش دهد. بااینحال، اتکای کامل به قواعد تکمیلی قانون ممکن است موجب افزایش اختلافات مقدماتی و کاهش قابلیت پیشبینی فرایند شود.
نمونه دوم:
«کلیه اختلافات و دعاوی ناشی از یا مرتبط با این قرارداد، از جمله اختلافات مربوط به انعقاد، اعتبار، تفسیر، اجرا، نقض، فسخ، انفساخ و خاتمه آن، در حدود قابلیت ارجاع قانونی، از طریق داوری حلوفصل خواهد شد. داوری توسط یک داور انجام میشود که طرفین ظرف [مدت توافقشده] درباره انتخاب وی توافق میکنند. در صورت عدم توافق، تعیین داور مطابق سازوکار قانونی یا قواعد مرجع داوری مورد توافق طرفین انجام خواهد شد. مقر داوری [محل مورد توافق]، زبان داوری [زبان مورد توافق] و قواعد حاکم بر رسیدگی [قواعد مورد توافق] خواهد بود. هزینههای داوری مطابق توافق طرفین و تصمیم مرجع داوری در حدود اختیارات قانونی تعیین میشود. مراجعه به مرجع قضایی صالح برای درخواست تدابیر موقت یا انجام اقداماتی که قانوناً در صلاحیت آن مرجع است، در حدود قوانین حاکم، مانع توافق طرفین بر داوری نخواهد بود.»
این نمونه صرفاً یک الگوی مفهومی است و باید پیش از استفاده در قرارداد واقعی، با توجه به نوع معامله، قانون حاکم، داخلی یا بینالمللی بودن داوری و قواعد مرجع منتخب تکمیل و اصلاح شود. همچنین، در انتخاب سازوکار تعیین داور باید از ارجاع مبهم به مرجعی که هویت یا صلاحیت آن روشن نیست، پرهیز شود.
تفاوت دو نمونه در طول متن نیست؛ در میزان پیشبینیپذیری و توانایی شرط برای مدیریت وضعیتهای احتمالی آینده است.
۱۳. چکلیست حقوقی پیش از نهاییکردن شرط داوری
پیش از امضای قرارداد تجاری، بررسی موارد زیر میتواند به ارزیابی کیفیت شرط داوری کمک کند:
-
آیا طرفین و امضاکنندگان از اهلیت و اختیار قانونی لازم برخوردارند؟
-
آیا موضوع اختلاف بهطور روشن و در حدود قانونی تعیین شده است؟
-
آیا قلمرو شرط، اختلافات مربوط به اعتبار، اجرا و خاتمه قرارداد را بهدرستی پوشش میدهد؟
-
آیا تعداد داوران و روش انتخاب و جایگزینی آنان مشخص است؟
-
آیا داوری سازمانی است یا موردی و آیا قواعد حاکم بهطور دقیق تعیین شدهاند؟
-
آیا مقر داوری، زبان رسیدگی و قانون حاکم بر قرارداد بهدرستی تفکیک شدهاند؟
-
آیا مهلتها، روش ابلاغ و نحوه آغاز رسیدگی روشناند؟
-
آیا هزینهها و امکان درخواست تدابیر موقت بررسی شدهاند؟
-
آیا محرمانگی و استثناهای آن، در صورت اهمیت، بهصراحت تنظیم شدهاند؟
-
آیا محدودیتهای قانونی مربوط به قابلیت ارجاع اختلاف به داوری و تشریفات ویژه رعایت شدهاند؟
-
آیا ساختار شرط با امکان شناسایی و اجرای رأی در محل مربوط سازگار است؟
این چکلیست جایگزین بررسی حقوقی قرارداد نیست؛ بلکه ابزاری برای شناسایی نقاطی است که ممکن است در آینده به منشأ اختلاف تبدیل شوند.
شرط داوری زمانی به یک ابزار مؤثر مدیریت ریسک قراردادی تبدیل میشود که از مرحله نگارش قرارداد، برای وضعیت اختلاف طراحی شده باشد. توافق بر اصل داوری تنها نقطه آغاز است؛ قلمرو شرط، روش تشکیل مرجع داوری، مقر و قانون حاکم، تشریفات رسیدگی، هزینهها و الزامات قانونی مربوط به قابلیت ارجاع و اجرای رأی، همگی در کارآمدی نهایی آن نقش دارند.
به نظر میرسد یکی از مهمترین معیارهای کیفیت یک شرط داوری، توانایی آن در مدیریت اختلاف حتی در شرایطی باشد که طرفین دیگر تمایلی به همکاری با یکدیگر ندارند. شرطی که فقط در وضعیت عادی و با حسن نیت طرفین قابل اجرا باشد، ممکن است در حساسترین مرحله رابطه تجاری، یعنی زمان بروز اختلاف، کارکرد مطلوب خود را از دست بدهد.
از این منظر، تنظیم شرط داوری نه یک اقدام شکلی برای تکمیل قرارداد، بلکه بخشی از معماری حقوقی رابطه تجاری است. هرچه این معماری دقیقتر، متناسبتر و منطبقتر با قواعد قانونی باشد، احتمال تبدیل اختلاف اصلی به مجموعهای از اختلافات فرعی درباره خود داوری کمتر خواهد شد.
آربیتو با تمرکز بر طراحی و تنظیم شروط داوری، میتواند در این مسیر بهعنوان ابزاری برای ساختارمندکردن توافق طرفین و کاهش ابهامهای قابل پیشگیری در تنظیم موافقتنامههای داوری مورد استفاده قرار گیرد. بااینحال، انتخاب و نهاییسازی هر شرط باید متناسب با ویژگیهای حقوقی و تجاری قرارداد و مقررات قابل اعمال انجام شود.
دیدگاهها ۰